ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

91

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

الدّنيا قد أدبرت وآذنت بوداع ، استنباط مىشود . امام ( ع ) در اين فراز از سخنان خود اشاره دارند ، به اين كه تمام حالات خوشى كه در دنيا براي هر كس پيدا مىشود از قبيل تندرستى ، جوانى ، مقام وثروت ، همه از بين رفتنى است وصرفا در اين جهان همراه انسانند ( ونه در آخرت ) وچون هميشه اين حالات در تغيير وفناپذيرى هستند از آنها به « إدبار » تعبير شده است . دنيا در اين سخن به جاندارى تشبيه شده است كه در حال روگرداندن مىباشد ، زيرا معمولا هر گاه براي انسان حالت خير يا شرّى فرض شود ، مرحلهء نخست روآوردن ومرحلهء پايان آن روگرداندن ناميده مىشود . مثلا ، اگر انسان در اوّل جوانى باشد ، گفته مىشود جوانى به أو رو آورده است واگر در مراحل پايانى عمر باشد گويند جوانى از أو روى برتافته است . چنان كه در كلمه ادبار ودنيا استعاره وتشبيه به كار رفته كلمهء « وداع » نيز به طريق استعارى آورده شده است ، زيرا تغيير أمور دنيا مستلزم جدايى ، وجدايى دنيا باعث تأسّف انسان براي دنياست . اين نوع برخورد مانند رفتار آدمي است كه هنگام خداحافظى با دوستش ، غمگين مىشود وبه گريه وزارى مىپردازد . بنا بر اين كاربرد كلمه « وداع » استعاره است . اين كه فرمود : « دنيا خود خبر از جدايى مىدهد » كناية از احساسي است كه براي انسان پيدا مىشود ، هنگامى كه مىبيند بتدريج واندك اندك دارد از دنيا مىرود . ومحتمل است كه اعلام دنيا استعاره تشبيه نباشد ، بلكه به صورت زبان حال آمده باشد . ( 6528 - 6521 ) مطلب دوم توجّه به سراى آخرت وبيدارى از لحاظ آمادگى براي آن است . چنين معنايى از اين فراز سخن امام بزرگوار كه : ألا وانّ الآخرة قد أقبلت وأشرفت باطّلاع ، معلوم مىشود . وچون آخرت سرايى است كه خصوصيات وجودي انسان پس از مرگ از قبيل خوشبختى وبدبختى ودرد ولذّت را داراست وگذشت عمر انسان را براي رسيدن به آن سرا ودستيابى بر محتوياتش از خير وشرّ نزديك مىكند ، به اين